تبليغاتX
دارشانا

دارشانا

دارشانا ،کلمه ای سانسکریت، به معنای دیدگاه است.

وقتی به گذشته ام فکر می کنم, وقتی به گذشته هایم می نگرم به جرات میگویم بیش ازچند هزار سال زیسته ام. با همه لحظه های تاریخ بشر زندگی کرده ام . اصلا با تاریخ زندگی کرده ام و به امروز رسیدم.

اگر تاریخ داستان شدن انسان و تبدیل شدنش به انسان امروزیست, در تمام این مراحل شدن, بوده ام تا باشم و هستم تا بگردم.

با همهء اینها فقط چند سال را بخاطر دارم.یازده ساله ام یا نوزده ساله.هنوز نوزده سالهء امروزیم و نه بگمانم چند هزار ساله.یازده سالگی ام زیباست و نوزده سالگی ام تلخ و شیرین.

من کیستم؟مهاجری از دیاری مرموز که چشمم را برای نخستین بار در حیاتی خاکی گشودم و در نخستین دم آگاهانه ام دانستم که اهل اینجا نیستم.هنوز هم چنین احساسی دارم.مسافری نه غریب و نه آشنا.

نه اهل نوستالوژی , که گذشته ام و ریشه ام و مرکز بودنم به تمامی برایم شناخته شده نیست و آدرسش را باید در کتابهای مقدس جست. و نه گرفتار آسایش و امن , که از هر کجا که باشم, می دانم که اینجائی نیستم.

و عجبا اینکه می کوشم خود را به آن حد از آگاهی برسانم که موطنم را کشف کنم , تا پس از آن غم غربت و نوستالوژی وطن را گرفتار آیم.

و این غم تنهایی و غربت و جدایی از طبیعت و میل به جهان اولین و دنیای خلود, همان غم غربتیست که آشنای آگاهان و سردانان روزگارانست . و آن احساس امن و آسایش و برخورداری مفرط و رفاه نامفهوم, که آشنای زمان و همدم همیشگی زمینیان بوده و هست, غریبهء مهاجران به غربتست.

و اکنون من در نیمه راه زندگی ام   بار دیگر خود را می کاوم تا شاید بطریقی و بوسیله ای جدید کشف جدیدتری از این خود پر رمز و رازم داشته باشم.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آذر1385ساعت 2:16 PM  توسط دارشانا   | 

دو نوع کمیت داریم برداری و اسکالر.بعضیها تنها عددند و بعضیها عدد و جهت یعنی بردار.انسانها نیز همچون اعداد و پدیده ها دو فرقه اند بعضیها فقط اسکالرند فقط مقدارند و فقط شماره حسابند و فقط اندازه اند , هر چه بزرگتر بهتر!

اما بعضیها برداری اند , بیش از مقدارشان جهتشان اهمیت دارد و مقدارشان درراستایشان معنا می یابد. سو دارند سمت دارند, عددی در حرکتند, جهت دارند, زنده اند و بیانگر حرکت و هدفداری و روندگی.

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آذر1385ساعت 6:0 PM  توسط دارشانا   | 

اگر رشدی در میان باشد تغییر طبیعیست و اصولا" تغییر در شرایط رشد عادیست و معمولا" قبل از رسیدن به تکامل یا تعادل, تغییر اجتناب ناپذیرست.همچون چهرهء یک  کودک .

آنچه مهم است مطلق نپنداشتن شرایط موجود ست . انسانها نیز دائما" در حال تغییر و حرکتند اما غالبا" در جایی و زمانی و منطقه ای می مانند و دیگر رشد نمی کنند .اصلا" در یک سن خاص باقی  می مانند  و پر پروازشان می سوزد. این را می شود از بیان خاطرات و کلا" گفتارهایشان فهمید.

باید حرکت کرد و تا عمر باقیست در حال صعود بود. هر چند به طنز گفته اند زندگی یک سقوط افقیست

(life is a horizontal fall ) اما باید رفت تا بود.عدم تغییر و حرکت یعنی مرگ یعنی پایان.     

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1385ساعت 2:36 PM  توسط دارشانا   | 

اشک مرکب مهر برقراری پیوند و ارتباط میان یک انسان با یک پدیده یا موجود زنده است.آنگاه که اشک جاری میشودمهر تائیدیست بر اینکه روح ما موفق به برقراری پیوندی گردیده  با عارضه ای که در مقابل دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 7:53 PM  توسط دارشانا   |