برای ایلیای کوچکم
امروز روز کتابخوانیست و تصمیم گرفتم تا با آینده ات حرف بزنم چه اینکه گذر از زمان , خاصیتی ست که ذوق و قابلیت می خواهد, هم درکش و هم توانش.
دلبندم, خواستم به تو بگویم : همواره شفافیت متعادل داشته باش همانگونه که رسم روزگارتوست.
دانشمند باش اگر در دانش بینشی و کرامتی باشد که تو را به درک بهتری از جهان جزء و کل برساند و بینایی و قدرت تو را توامان فزون بخشد.یاد بگبر اگر یادگیری را صعود از پله های نردبان موفقیت بنامیم.
روشنفکر باش اگر روشنفکری مستقر نشدن در هیچ قطعیتی و جایگاهی و موقعیتی و توجه از سر آگاهی به دیگران و دارا بودن دغدغهء خود و همنوع خویش و همهء به حاشیه رانده شده ها باشد.
هنرمند باش اگر هنر را عزیمت از خود و چرخیدن بر محور خود , رهروی تنها و نقادی واقعیت مشکوک بپنداریم.جایی میان واقعیت و تخیل
پس اگر به خلیل جبران رسیدی سری هم به نیچه بزن, شاگرد باش اما مرید نشو.بپیوند اما مشروط.گفت و گو را پاس بدار اما سر سپردگی را نه.اهل تردید باش نه توبه و اهل تکریم باش نه ندبه.
و اما اهل شفافیت متعادل باش, آنچنانکه رسم و اقتضای زمانت باشد.عین حق باش و اناالحق نگو.نگذار سنگی باشی در گورستان خاکی و یا یادی در گورستان یادها و خاطرات.خود باش زنده به اعتقاداتت, اعتقادی که تو را گرم کند و روشن و فروزان.
پدرت 30/8/83
(با سپاس و قدر دانی از دکتر سوسن شریعتی)
